علی معلم دامغانی
محمد علی معلم دامغانی زاده معروف به علی معلم دامغانی و علی معلم متولد ۱۳۳۰ خورشیدی در دامغان؛ شاعر، ادیب، دانشمند، پژوهشگر و از مهمترین شاعران روزگار ما و برترین چهره های شعر انقلاب است.[۱]
در نظرسنجی شش سال پیش که در مورد برترین شاعران پس از انقلاب صورت گرفت، علی معلم هم مانند سلمان هراتی، سید حسن حسینی و قیصر امین پور در صدر برگزیدگان بود، با این تفاوت که آن سه عزیز سفر کرده از تاثر عاطفی و تمایل و توجهی که پس از مرگ یک شاعر در موردش اتفاق میافتد بهرهمند بودند، اما معلم بی بهره از این امتیاز در ردیف برترین ها قرار گرفته بود.
در ذهن اهالی ادبیات معلم نزدیک ترین تصویر را به تصور دیرین و کهن الگویی که از بزرگان ادبیات فارسی و چهره های برتر و دوران ساز شعر کلاسیک داریم، دارد. شاعری که حکمت معنوی، نبوغ شعری و احاطۀ شگرفش بر متون کهن (اعم از ادبی و دینی و تاریخی) همواره مورد تعجب و رشک صاحب نظران و شاعران برجسته بوده است.
برای اثبات این نکته کافی است توجه کنیم که مطرحترین پژوهشگرانی که درمورد شعر انقلاب کار کرده اند و مهمترین صاحب نظران جریان شعر انقلاب یعنی شاعران و اساتیدی چون یوسفعلی میرشکاک، محمدرضا ترکی و محمدکاظم کاظمی در حیطهی شعر معاصر همگی از هواداران پروپاقرص شعر علی معلم هستند و این هواداری و هواخواهی را بارها و بارها عنوان کردهاند.
مثنوی، قالب اصلی و مورد توجه معلم است و او ساختاری نوین و متفاوت به این قالب دیرین ادبیات فارسی بخشیده است. ساختاری دشوار که یگانه پیرو راستینش خود معلم بود. هرچند این ساختار به کرّات از سوی عموم شاعران انقلاب مورد توجه قرار گرفت اما کسی نتوانست به خوبی معلم در آن موفق شود.
قالب ترانه هم از جمله قالب های شعری معلم است که معلم در دهه هفتاد و هشتاد به آن پرداخت و حاصل کار ترانه های موفق و معروفی شد که با صدای خوانندگانی چون محمدرضا شجریان، علیرضا افتخاری، محمد اصفهانی و مجید اخشابی آنها را شنیدهایم.
آثار
از مثنوی های مهم و معروف علی معلم دامغانی میتوان به «باور کنیم سکه به نام محمد است»، «تاوان این خون تا قیامت ماند بر ما»، «هجرت»، «هلا ستارۀ احمد، هلا ستارۀ صبح»، «کلیله»، «نی انبان مشرک»، «ماند زین غربت»، «عزای مرتضی» و «زمان آبستن جنگی است، جنگی مثل عاشورا» اشاره کرد.
سروده
ترانه باران از آلبوم شب، سکوت، کویر محمدرضا شجریان:
ببار ای بارون، ببار
با دلم گریه کن، خون ببار
**
در شبای تیره چون زلف یار
بهر لیلی چو مجنون ببار
بخشی از شعر با من بخوان، از «مثنوی هجرت»:
این فصل را با من بخوان، باقی فسانهاست
این فصل را بسیار خواندم، عاشقانهاست
**
دانی که در غربت سخنها عاشقانه است
این قصه را با من بخوان، باقی فسانه است
- ↑ <زندگینامه استاد علی معلم> برداشت شده در 1401/01/15